چالش بزرگ بازار سرمایه
برنده توقف معاملات سهام
پروانه کُبره: توقف معاملات بورس تهران در شرایط بحرانی، این پرسش را در میان فعالان بازار و تحلیلگران ایجاد کرده که این تصمیم به نفع چه کسانی تمام شده است؟ درحالیکه بازار سرمایه و بازار سهام بیش از 50روز از چرخه معاملات دور بوده، ارزیابیها درباره آثار این توقف همچنان متفاوت است و اجماع مشخصی در این مورد وجود ندارد. برخی این تصمیم را اقدامی برای مهار ریسکهای شدید و جلوگیری از ریزشهای سنگین میدانند و معتقدند در شرایط نااطمینانی، توقف معاملات، میتواند از تخلیه هیجانی سرمایهگذاران جلوگیری کند. اما برخی دیگر از تحلیلگران بر این باورند که وضعیت مذکور، بیش از آنکه به تثبیت بازار منجر شود، به تعویق شکلگیری قیمتهای واقعی و افزایش ابهام در تصمیمگیریها انجامیده است. اکنون این ابهام مطرح است که توقف معاملات بورس در عمل به سود کدام گروه از بازیگران بازار تمام شده و کدام بخشها بیشترین اثر را از این وضعیت پذیرفتهاند؟
سهگانه یک ابرتصمیم
شواهد موجود نشان میدهد، برخی گروهها در این دوره تا حدی از شرایط موجود منتفع شدهاند. دارندگان صندوقهای درآمد ثابت و ابزارهای کمریسک، یکی از گروههایی هستند که در فضای توقف بازار توانستهاند ثبات نسبی بازدهی خود را حفظ کنند. از آنجا که این ابزارها وابستگی کمتری به نوسانات روزانه بازار سهام دارند، در دوره تعطیلی نیز نقش پارک پول را برای بخشی از سرمایهگذاران ایفا کردهاند و همین موضوع به تداوم جریان سرمایه در این بخش کمک کرده است. در مقابل، بخشی از سرمایهگذاران خرد که تمرکز پرتفوی آنها بر سهام بوده، بیشترین اثر منفی را از توقف معاملات پذیرفتهاند؛ چراکه امکان نقدشوندگی دارایی و مدیریت پرتفوی از آنها سلب شده است. این گروه در بلاتکلیفی قرار گرفته و تصمیمگیری آنها به زمان بازگشایی بازار موکول شده است. از سویی، برخی تحلیلگران معتقدند، شرکتهای بزرگ و بنیادی نیز در وضعیت مبهم قرار گرفتهاند. به این معنا که نه امکان کشف قیمت جدید وجود داشته و نه ارزیابی دقیق از ارزش واقعی آنها در بازار شکل گرفته است.
سریال تعطیلی بورس
این روزها فضای بازارهای دارایی و مالی متاثر از تحولات سیاسی و سیگنالهای مذاکراتی در وضعیتی نوسانی قرار گرفته است. در هفتههای اخیر رفتار معاملهگران بیش از هر زمان دیگری به اخبار و شرایط جنگی کشور خورده و تصمیمگیریها با احتیاطی مضاعف مواجه شده است. کارشناسان معتقدند، بازارها در واکنش به سیگنالهای سیاسی حرکت میکنند و هر خبر یا اظهارنظر، میتواند به نوسان کوتاهمدت جریان معاملات منجر شود. درحالیکه برخی نشانهها از احتمال بهبود روابط و کاهش تنشها حکایت دارد از سوی دیگر، تداوم ابهامات و نبود قطعیت در مسیر مذاکرات، مانع از شکلگیری یک روند پایدار در بازارها شده است. همین وضعیت باعث شده فعالان اقتصادی همچنان بازارهای کم ریسک را در اولویت سرمایهگذاری قرار دهند. بورس تهران همچنان تعطیل است و معاملات سهام بیش از 50روز است که متوقف شده است. اما پرسشی که مطرح میشود این است که آیا بستن بازار در شرایط جنگی از زیان بیشتر جلوگیری میکند یا اعتماد سرمایهگذاران را تضعیف کرده است؟
همانطور که پیشتر نیز توضیح داده شد، تعطیلی بازار سرمایه در شرایط جنگی، اگرچه برای مهار ریسک و جلوگیری از ریزشهای شدید انجام شد، اما اکنون به یکی از چالشبرانگیزترین تصمیمات سیاستگذار تبدیل شده و ابهامات بیشماری پیرامون این مساله وجود دارد. توقف معاملات بازار سهام و از سرگرفتن محدود معاملات برخی از ابزارهای کم ریسک بازار همچون صندوقهای درآمد ثابت، طلا و نقره و کالایی سرمایهگذاری را محدود کرده و از طرفی کارکرد اصلی بازار یعنی نقدشوندگی را به حاشیه رانده است. اما همین وضعیت نیز همچنان محل اختلافنظر میان کارشناسان و فعالان بازار است. ابهام اصلی اینجاست: آیا بستن بازار توانست از زیان بیشتر جلوگیری کند یا به تضعیف اعتماد سرمایهگذاران انجامید؟ گروهی از کارشناسان میگویند، توقف معاملات در شرایطی که نااطمینانیهای سیاسی و ریسکهای سیستماتیک به اوج رسیده، اقدامی منطقی و حتی ضروری است. به باور این گروه از تحلیلگران، در فضای جنگی که چشمانداز روشنی از متغیرهای کلان وجود ندارد و امکان تحلیل دقیق از سودآوری شرکتها بهشدت محدود میشود، باز بودن بازار میتواند به شکلگیری رفتارهای هیجانی، صفهای فروش سنگین و در نهایت ریزشهای کنترلناپذیر منجر شود. از این منظر، تعطیلی بازار نوعی «وقفه حفاظتی» برای عبور از شوک اولیه محسوب میشود که به سرمایهگذاران و سیاستگذار فرصت داد تا از شوک اولیه عبور کنند و تصمیمات منطقیتری اتخاذ شود.
در نقطه مقابل، برخی دیگر از تحلیلگران این رویکرد را محل نقد میدانند و بر این باورند که بستن بازار، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت از افت شدید شاخصها جلوگیری کند، اما در بلندمدت به تضعیف یکی از مهمترین ارکان بازار سرمایه، یعنی اعتماد، منجر میشود. به گفته آنها، بازار سرمایه ذاتا باید محل کشف قیمت و انعکاس واقعیتهای اقتصادی باشد و هرگونه مداخلهای که این کارکرد را مختل کند، میتواند به بیاعتمادی سرمایهگذاران دامن بزند. از نگاه آنها، سرمایهگذار زمانی احساس امنیت میکند که بداند در هر شرایطی امکان نقدشوندگی دارایی خود را دارد. این مساله با توقف طولانیمدت معاملات زیر سوال میرود.
این دسته از کارشناسان همچنین تاکید میکنند که تعطیلی بازار، اصلاح قیمتها را به تعویق میاندازد؛ اما جلوی ریزش را نمیگیرد. به بیان دیگر، فشاری که باید بهتدریج در بازار تخلیه شود، در پشت درهای بسته انباشته میشود و ممکن است در زمان بازگشایی، با شدت بیشتری خود را نشان دهد. این موضوع میتواند حتی به بیثباتی بیشتر در روزهای ابتدایی بازگشت بازار منجر شود. اما در این بین گزینه سومی نیز وجود دارد. در این سناریو، تحلیلگران تلاش میکنند، نگاهی میانه به این موضوع داشته باشند. از دیدگاه آنها، اصل تصمیم برای تعطیلی بازار در شرایط بحرانی میتواند قابل دفاع باشد، اما تداوم آن بدون ارائه نقشه راه مشخص، بهمرور آثار منفی خود را بر اعتماد فعالان بازار نشان میدهد. واقعیت آن است که آنچه بیش از تعطیلی اهمیت دارد، نحوه مدیریت این دوره و بهویژه چگونگی بازگشایی بازار است. اگر تعطیلی بازار با شفافسازی مستمر، ارائه اطلاعات دقیق از وضعیت اقتصاد و تدوین سناریوهای مشخص برای بازگشایی همراه باشد، میتوان بخشی از نگرانیها را مدیریت کرد. در غیر این صورت، طولانی شدن توقف معاملات میتواند این برداشت را در میان سرمایهگذاران تقویت کند که از اساس بازاری وجود ندارد و دارایی آنها در این بازار وجود خارجی ندارد.
چشمانداز مهآلود بازار
واضح است که بر سر کارکرد بازار در شرایط بحرانی اختلافنظر بسیاری وجود دارد. اگر اولویت، کنترل کوتاهمدت ریسک و جلوگیری از نوسانات شدید باشد، تعطیلی بازار میتواند اقدامی قابل توجیه تلقی شود. اما اگر حفظ اعتماد، شفافیت و تداوم کارکرد بازار در اولویت قرار گیرد، این تصمیم با چالشهای جدی مواجه خواهد بود. تداوم این وضعیت بدون تعیین تکلیف روشن، نهتنها به کاهش ابهامات کمک نمیکند، بلکه میتواند به نگرانیها دامن بزند. در همین رابطه محمد غفوری، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» ضمن اشاره به تجربه بازگشایی برخی ابزارها پس از آغاز جنگ، ارزیابی مثبتی از عملکرد آنها ارائه داد و در عین حال، بازگشایی بازار سهام را مهمترین و پیچیدهترین چالش پیشروی سیاستگذار دانست.
او گفت: پس از شروع جنگ، دو کلاس دارایی شامل صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای کالایی بهصورت تدریجی بازگشایی شدند که در مجموع بخش قابلتوجهی از بازار سرمایه را دربرمیگیرند. برآوردها نشان میدهد ارزش دارایی صندوقهای درآمد ثابت به حدود ۷۰۰هزارمیلیارد تومان و صندوقهای کالایی نیز به حدود ۵۵۰هزارمیلیارد تومان رسیده که در مجموع نزدیک به ۱۲۰۰همت از بازار را شامل میشود. به گفته این کارشناس، بازگشایی این دو دسته از ابزارها را میتوان موفق ارزیابی کرد بهطوریکه صندوقهای کالایی متناسب با متغیرهایی مانند نرخ ارز و قیمتهای جهانی نوسان کردند و ابزارهای درآمد ثابت نیز بر اساس ترکیب داراییهای خود به تعادل رسیدند. در واقع این بازارها در مدت کوتاهی توانستند به سطحی از ثبات برسند و معاملات آنها بدون تنش جدی ادامه پیدا کند.
این کارشناس در ادامه اظهار کرد: با این حال مهمترین پرسش این روزها مربوط به زمان بازگشایی بازار سهام است. بازار سهام بیش از ۵۰روز متوقف بوده و همچنان زمان مشخصی برای بازگشت آن اعلام نشده است. او با اشاره به آسیبهای واردشده به برخی صنایع کلیدی افزود: حمله به زیرساختهای صنعتی بهویژه در بخشهایی مانند فولاد و پتروشیمی که از ارکان اصلی ارزآوری غیرنفتی کشور محسوب میشوند، چالشهایی را در مسیر تولید و فروش این شرکتها ایجاد کرده است. به همین دلیل یکی از پیشنیازهای مهم بازگشایی بازار شفافسازی دقیق شرکتها درباره میزان تاثیر جنگ بر عملکرد آنهاست. محمد غفوری گفت: در صورت انتشار این اطلاعات در سامانههای رسمی، سرمایهگذاران میتوانند برآورد واقعبینانهتری از ارزش سهام داشته باشند و فرآیند کشف قیمت با دقت بیشتری انجام شود.
این کارشناس در عین حال تاکید کرد با وجود این ملاحظات، به نظر میرسد ادامه توقف بازار سهام چندان به نفع اقتصاد کشور نباشد و بازگشایی آن باید بهصورت تدریجی در دستور کار قرار گیرد. دادوستدها باید به بازار برگردد و نمیتوان این وضعیت را برای مدت طولانی ادامه داد. او با اشاره به تجربه بازارهای جهانی گفت: بازارهای بزرگ دنیا حتی در شرایط جنگی نیز پس از مدتی کوتاه به فعالیت خود ادامه دادهاند. بهعنوان نمونه بازار سهام آمریکا در مقطعی با افت مواجه شد، اما پس از فروکش کردن هیجانات به تعادل رسید و حتی توانست افتهای قبلی را جبران کند. محمد غفوری خاطرنشان کرد: برای مدیریت موفق بازگشایی بازار سهام، علاوه بر شفافسازی، لازم است بستههای حمایتی نیز بهصورت هدفمند به بازار تزریق شود تا از بروز نوسانات شدید جلوگیری شود. در مجموع یکی از مهمترین اولویتهای فعلی سیاستگذاران اقتصادی باید بازگرداندن ثبات به بازار سرمایه در کوتاهترین زمان ممکن باشد.