چگونه جنگ اخیر در خاورمیانه تیر خلاص را به اقتصاد قاره سبز شلیک کرد؟
اروپای تنها
به گزارش نیویورک تایمز اکنون، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به فهرست فزاینده مشکلات اقتصادی اروپا افزوده و همگامی و رقابت را برای این منطقه دشوارتر کرده است. برای شروع، پیامدهای این درگیری، اروپا را در معرض شوک انرژی دیگری قرار داده است. اروپاییها گذار بسیار دردناک و پرهزینهای را از نفت و گاز لولهکشیشده روسیه مهندسی کردند و بسیار بیشتر به تحویل گاز طبیعی مایع یا الانجی متکی شدند. بخش عمده این الانجی از ایالات متحده تامین میشود که این موضوع آسیبپذیری اروپا را در برابر منابع آمریکایی برجسته میکند. در عین حال، شوک جهانی قیمت ناشی از وقفه در عرضه از سوی خلیج فارس، ضربه سختی به اروپا وارد کرده است.
قیمت گاز در اروپا ۶۰ درصد بیشتر از دوران پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه است. بریتانیا و ایتالیا به دلیل اتکای شدید به گاز در سبد انرژی خود، بهطور ویژهای تحتتاثیر قرار گرفتهاند. پیشبینیکنندگان در موسسه «پانتئون ماکرواکونومیکس» برآورد کردهاند که در آلمان، بزرگترین اقتصاد اروپا، تورم همین حالا هم اوج گرفته و انتظار میرود دستکم در چند ماه آینده نیز به روند صعودی خود ادامه دهد.انرژی گرانتر همچنین هزینههای تولید را برای کسبوکارها و صنایع قدرتمند و انرژیبر اروپا مانند خودروسازی، مواد شیمیایی و ماشینآلات افزایش میدهد.
این مساله به بحران دیرینه رقابتپذیری اروپا که با کاهش سهم آن از اقتصاد جهانی نمایان شده است، دامن میزند. یک گزارش در سال ۲۰۲۴ که به سفارش بازوهای اجرایی اتحادیه اروپای ۲۷ عضوی تهیه شد، در کنار موارد دیگر نتیجهگیری کرد که این اتحادیه اگر میخواهد رقابت کند، باید نزدیک به یک تریلیون دلار در هوش مصنوعی، شبکه انرژی مشترک، ابررایانهها و موارد مشابه سرمایهگذاری کند. با توجه به بار خردکننده بدهیهایی که بیشتر کشورهای اروپایی هماکنون با آن دستوپنجه نرم میکنند، این نیاز به سرمایهگذاری در بدترین زمان ممکن رخ داده است.
رهبران اروپا که دیگر اطمینانی ندارند بتوانند به تضمینهای امنیتی آمریکا تکیه کنند، پیشتر هزینههای دفاعی خود را افزایش دادهاند. اعضای ناتو در یک دهه گذشته هزینههای نظامی خود را دو برابر کردهاند. قرار است تا سال ۲۰۳۰، آنها بیش از یک تریلیون دلار برای تجهیزات دفاعی و زیرساختهای مرتبط با آن هزینه کنند. همزمان، افزایش هزینههای ارائه خدمات اجتماعی، حقوق بازنشستگی و مراقبتهای بهداشتی برای جمعیت رو به سالمندی، بودجههای عمومی را بیش از پیش تحت فشار قرار میدهد. با توجه به اینکه سطح بدهیها در کشورهایی نظیر بریتانیا، فرانسه و ایتالیا هماکنون به سطوح بیسابقهای رسیده است، هزینههای استقراض روز به روز گرانتر میشود. «بری آیکنگرین»، مورخ اقتصادی در دانشگاه کالیفرنیا-برکلی که در زمینه بدهیهای عمومی قلم زده است، میگوید تحقیقات نشان میدهد کشورهایی که بهطور موثری با مشکل عظیم بدهی برخورد کردهاند، یا از رشد اقتصادی قدرتمندی برخوردار بودهاند یا سطح پایینتری از قطببندی سیاسی را تجربه کردهاند. اروپا هیچکدام از این دو را ندارد. بانک مرکزی اروپا در تازهترین نشست خود، پیشبینیهای رشد اقتصادی سال جاری را به دلیل افزایش ناگهانی قیمت انرژی ناشی از جنگ در خاورمیانه، از ۱.۲ درصد به ۰.۹ درصد کاهش داد.
در عرصه سیاست داخلی، احزاب راست افراطی و ضد مهاجر در یک دهه گذشته در کشورهایی مانند فرانسه و آلمان در حال پیشروی بودهاند و برنامههایی را ترویج میکنند که تا همین اواخر بهطور ترسناکی افراطی تلقی میشدند. نظرسنجیهای اخیر نشان داد که حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» تقریبا به اندازه «اتحادیه دموکرات مسیحی» (حزب حاکم) محبوبیت دارد. خشونت و بیثباتی در خاورمیانه شبح یک بحران جدید پناهجویان را بیدار میکند که احتمالا احساسات ضد مهاجرتی را افزایش داده، به تقویت راست افراطی کمک کرده و شکافها را در میان رأیدهندگان عمیقتر خواهد کرد.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در این باره گفته است: «ما خودمان نفع شدیدی در جلوگیری از موج جدید ورود پناهجویان از این منطقه داریم.» احزاب ناسیونالیست راست افراطی همچنین تمایل دارند نسبت به خود اتحادیه اروپا با احتیاط رفتار کنند و به واگذاری قدرت و استقلال بیش از حد به مقامات مستقر در بروکسل مشکوک هستند. با این وجود، بسیاری از مقامات اروپایی، اقتصاددانان، رهبران تجاری و دیگران استدلال میکنند که تنها راه برای حفظ جایگاه اقتصادی و سیاسی منطقه در جهانی خصمانهتر، همکاریهای حتی نزدیکتر است.
برای دههها، امنیت و شکوفایی اروپا بر حمایت نظامی ایالات متحده، انرژی ارزان از سوی روسیه و تجارت دوجانبه سودمند مبتنی بر قوانین بینالمللی استوار بود. آن نظم جهانی اکنون فرو ریخته است. «ماریو دراگی»، نخستوزیر پیشین ایتالیا که ناظر بر گزارش رقابتپذیری اتحادیه اروپا بود، اخیرا در یک سخنرانی هشدار داد که اگر اروپا برای مقابله با سیاستهای چین و آمریکا گامهای هماهنگی برندارد، «با خطرِ تبدیل شدن همزمان به منطقهای مطیع، متفرق و عاری از صنعت روبهرو خواهد بود.» دراگی تا آنجا پیش رفته که خواستار تبدیل این بلوک به اتحادیهای قویتر شده است که علاوه بر سیاستهای تجاری، اقتصادی و پولی، در امور دفاعی، سیاستهای صنعتی و امور خارجه نیز هماهنگ عمل کند.