آزمون سخت آمریکا در عصر هوش مصنوعی

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: رشد خیره‌کننده هوش مصنوعی، که تا همین اواخر به‌عنوان موتور رقابت فناوری آمریکا با چین دیده می‌شد، اکنون به منبعی از نگرانی‌های جدی تبدیل شده است.

تا پیش از این، سیاست‌گذاران آمریکایی ترجیح می‌دادند با حداقل مداخله، میدان را به رقابت شرکت‌های خصوصی بسپارند؛ با این تصور که آزادی عمل، برتری این کشور را در رقابت جهانی تضمین می‌کند. اما پیشرفت‌های اخیر نشان داده که این رویکرد، دیگرنه از نظر سیاسی قابل دفاع است و نه از منظر راهبردی عاقلانه.

در مرکز این تحول، تمرکز بی‌سابقه قدرت در دست تعداد محدودی از شرکت‌ها و مدیران قرار دارد؛ افرادی که کنترل مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی را در اختیار دارند و عملا مسیر آینده این فناوری را تعیین نمی ‌کنند.

همین تمرکز قدرت، در کنار سرعت سرسام‌آور پیشرفت‌ها، باعث شده دولت آمریکا به این نتیجه برسد که واگذاری کامل این حوزه به بازار می‌تواند پیامدهایی فراتر از کنترل داشته باشد.

از منظر اکونومیست، نقطه عطف این تغییر نگرش، معرفی مدل«Mythos» توسط شرکت Anthropic است. این مدل توانایی خارق‌العاده‌ای در شناسایی آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری دارد؛ قابلیتی که اگر در اختیار بازیگران مخرب قرار گیرد، می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی مانند بانک‌ها و بیمارستان‌ها را تهدید کند. این تنها یکی از ریسک‌های نوظهور است؛ از تهدیدهای زیستی گرفته تا کلاهبرداری‌های گسترده، دامنه خطرات هوش مصنوعی به‌سرعت در حال گسترش است.

در واکنش به این نگرانی‌ها، مدیران این شرکت تصمیم گرفتند از انتشار عمومی مدل خودداری کرده و دسترسی به آن را به گروه محدودی از شرکت‌های بزرگ محدود کنند. این اقدام، هرچند با هدف افزایش امنیت انجام شد، اما زنگ خطر را برای مقامات آمریکایی به صدا درآورد؛ تا جاییکه وزارت خزانه‌داری آمریکا جلسات فوری با بانک‌های بزرگ برگزار کرد. پیش از آن نیز پنتاگون به دلیل محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی همین شرکت در استفاده نظامی از مدل‌هایش، وارد ماجرا شده بود؛ نشانه‌ای از اینکه قدرت شرکت‌های فناوری تا چه حد بر تصمیمات امنیتی سایه انداخته است.

در کنار این نگرانی‌های امنیتی، فشار افکار عمومی نیز رو به افزایش است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بخش بزرگی از آمریکایی‌ها نسبت به اثرات هوش مصنوعی بر اشتغال بدبین هستند و این فناوری به‌تدریج به موضوعی سیاسی تبدیل می‌شود. مخالفت‌های محلی با زیرساخت‌های مرتبط با این صنعت نیز رو به افزایش است و حتی نشانه‌هایی از واکنش‌های تندتر در جامعه دیده می‌شود. این فضا، سیاست‌مداران را ناگزیر می‌کند که به سمت مداخله بیشتر حرکت کنند.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که ظهور فناوری‌های تحول‌آفرین معمولا با تمرکز قدرت در دست بازیگران محدود همراه است. همان‌طور که در گذشته دولت آمریکا برای مهار غول‌های صنعتی وارد عمل شد، اکنون نیز احتمال مداخله در حوزه هوش مصنوعی افزایش یافته است. با این حال، تفاوت مهم امروز در سرعت تحولات است؛ در حالی که تنظیم‌گری در گذشته طی سال‌ها یا حتی دهه‌ها شکل می‌گرفت، اکنون زمان تصمیم‌گیری به‌شدت محدود شده است.

چالش اصلی، ایجاد تعادل میان بهره‌برداری از مزایای اقتصادی هوش مصنوعی و کنترل ریسک‌های آن است. مداخله بیش از حد می‌تواندنوآوری را کند کرده و رقابت با چین را به خطر بیندازد، در حالی که بی‌عملی نیز می‌تواند به بی‌ثباتی و تهدیدهای امنیتی منجر شود. این دوگانگی، سیاست‌گذاری در این حوزه را به یکی از پیچیده‌ترینمسائل پیش‌روی دولت آمریکا تبدیل کرده است.

یکی از راهکارهای پیشنهادی، محدود کردن دسترسی به مدل‌هایپیشرفته و اعطای آن به کاربران مورد اعتماد است. در این چارچوب، شرکت‌ها می‌توانند پیش از عرضه عمومی، مدل‌های خود را در اختیارگروه‌های مشخصی قرار دهند و دولت نیز از طریق نهادهای تخصصی،ایمنی آنها را ارزیابی کند. این رویکرد، اگرچه می‌تواند بخشی از ریسک‌ها را کاهش دهد، اما در عین حال خطر ایجاد انحصار و کاهش رقابت را به همراه دارد.

اکونومیست تاکید می‌کند که این رویکرد به‌تنهایی کافی نیست. ماهیت جهانی هوش مصنوعی ایجاب می‌کند که همکاری‌های بین‌المللی،به‌ویژه با چین، در دستور کار قرار گیرد. همچنین، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این فناوری، از جمله تاثیر بر بازار کار و نظام مالیاتی، نیازمند توجه فوری است.

به این ترتیب، لحظه «Mythos» را می‌توان زنگ بیدارباشی برای سیاست‌گذاران دانست؛ هشداری که نشان می‌دهد عصر جدیدی آغاز شده است که در آن، مدیریت هوش مصنوعی نه‌تنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.