آینده مبهم اقتصادی پیش روی ورزش؛
پول؛ بحران فردای فوتبال ایران
برگزاری متمرکز مسابقات در شرایط فعلی با موانع بسیار جدی مواجه است. زمزمههایی هم وجود دارد که شاید بازیها پس از پایان جامجهانی از سر گرفته شود، اما این هم دشواریهای خودش را دارد. مثلا این که از نظر قوانین فیفا، قرارداد بازیکنان فعلی در پایان خرداد خاتمه مییابد و آنها عملا دیگر در اختیار باشگاهها نیستند. بعد هم برگزاری بازیها در تابستان، یعنی به تعویق افتادن فصل بعد و به هم ریختن برنامه لیگ بیستوپنجم. بنابراین احتمالا باید با نیمهتمام باقی ماندن مسابقات کنار بیاییم، هرچند این هم کلی داستان خواهد داشت؛ هزینه و تلاشهای یک سال باشگاهها هدر میرود و فدراسیون فوتبال برای معرفی نمایندگان ایران در فصل بعدی لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان آسیا با مشکلات اساسی مواجه خواهد شد.
یک فصل نیمهتمام اما همه داستان نیست و میتوان مشکلات عمیقتری را برای آینده فوتبال و به طور کلی ورزش کشور متصور شد. دستکم در شرایط فعلی، دورنمای اقتصادی روشنی برای این حوزه قابل تصور نیست و میتوان به شکل جدی حدس زد که باشگاهها با مشکلات شدید اقتصادی مواجه خواهند بود. البته که بحران پول برای فوتبال ایران هرگز تازگی نداشته، اما فعلا چشماندازی که به فردا و دوران پساجنگ وجود دارد، شاید این عرصه را با عمیقترین مصایبش رودررو کند.
همانطور که میدانید بسیاری از باشگاههای ایران به شکل دولتی یا شبهدولتی اداره میشوند. به عنوان مثال میتوان از سپاهان نام برد که مشخصا تحت حمایت کارخانههای فولاد مبارکه است؛ صنایعی که در جنگ اخیر خسارت قابلتوجهی دیده و روشن نیست که در ماههای آینده بتواند همان بودجه قدیم را در اختیار تیمهای ورزشیاش قرار بدهد. یک مثال دیگر هم استقلال است؛ باشگاهی که از نزدیک به دو سال پیش همراه با پرسپولیس «مثلا» به بخش خصوصی واگذار شدند. هماکنون هلدینگ خلیج فارس مالک استقلال به شمار میرود؛ مجموعهای که فصل گذشته اتفاقا پول خوبی به آبیها تزریق کرد و گرانترین تیم تاریخ باشگاه را بست. این بودجه به اندازهای قابلتوجه بود که مدیران استقلال در تصمیمی بحثبرانگیز، به طور پیدرپی اقدام به تاسیس تیمهای گوناگون غیرفوتبالی کردند. با این حال همانطور که میدانیم صنعت پتروشیمی ایران هم در جنگ جاری متحمل خسارات چشمگیر شده که این مساله میتواند روی آینده باشگاه استقلال تاثیر بگذارد.
موارد مشابه دیگری از اسپانسرهای صنعتی تیمهای لیگ برتری وجود دارد و البته دیگران هم حتما کم و بیش تحتتاثیر مشکلات اقتصادی دوران پساجنگ قرار خواهند گرفت. خیلی باید خوشبین بود که تصور کرد کنسرسیوم بانکی مالک پرسپولیس هم مثل سال گذشته در این باشگاه ریختوپاش کند. از همه بدتر اما شاید وضع خصوصیها باشد؛ باشگاههایی که مالکانشان در شرایط طبیعی هم برای تیمداری مشقت میکشیدند، اما وضع احتمالی فردا شاید برای بسیاری از آنها غیرقابل تحمل شود. ادامه حیات این تیمها، به مسائل زیادی مثل تورم، نوسانات ارزی و اوضاع اقتصادی کشور بستگی دارد. در سالهای گذشته بارها شاهد ناتوانی و انصراف مالکان خصوصی از تیمداری بودیم و این همه، مربوط به پیش از وقوع دو جنگ بزرگ در کشور طی تنها چند ماه میشد.