روزنامه اصولگرا: شکست مذاکرات ایران و آمریکا شیرین تر از هر توافقی بود/ درک مناسبات قدرت، جایگزین رویکرد فانتزی در سیاست خارجی شده  است

با اینکه مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد به شکست انجامید، اما این‌بار دریافت عمومی از شکست مذاکرات، شیرین‌تر از هر توافقی به‌نظر می‌رسد! چون فارغ از ابهامات جدی در تحقق پیش‌شرط‌های مذاکره، هیئت ایرانی در برابر زیاده‌خواهی طرف آمریکایی مقاومت کرده و در مقابل پیشنهادهای زیاده‌طلبانه آمریکا، پای منافع کشورمان ایستاده است.

این نتیجه را شاید بتوان به عنوان نشانه‌ای مثبت از اصلاح رویکرد به مذاکره در کشورمان تلقی کرد و می‌توان امیدوار بود نگاه رئالیستی و درک مناسبات قدرت، جایگزین رویکرد فانتزی در سیاست خارجی شده باشد. رویکردی که با خیال‌پردازی و نگاه رمانتیک به مناسبات جهانی و تقدیس حقوق بین‌الملل، تصور دفاع از حقوق ملی در چارچوب نظم استکباری حاکم بر جهان داشت و خسارت‌های زیادی را به‌بار آورد.

با وجود انذارهای رهبر شهیدانقلاب، مذاکره سال‌هاست به‌عنوان تنها راه حل مسائل و کاهش تنش با غرب و به‌ویژه آمریکا معرفی می‌شود. دیدگاهی که اختلافات را ناشی از سوءتفاهم، بی‌اعتمادی و نهایتاً بی‌انتفاعی از مناسبات دوجانبه تلقی می‌کرد و نهایتاً نسخه گفت‌وگو و امتیازدهی را می‌پیچید. تا جایی‌که اصل مذاکره و حصول هر توافقی، به دستاورد تبدیل شده بود و پافشاری بر اصول و منافع ملی به بهانه شکست مذاکرات، به‌شدت تقبیح می‌شد. گفت‌وگوهای انتقادی با اروپا در دهه ۷۰، بخشی از مذاکرات هسته‌ای دهه ۸۰، ماراتن گفت‌وگو با ترکیب اروپا و آمریکا در دهه ۹۰ و درنهایت مذاکرات با آمریکا در دهه جاری با این نگاه انجام شد. روندی که با وجود پیشرفت در گفت‌وگو و توافق و عینی شدن موضوعات گفت‌وگو و حتی رؤیای سرمایه‌گذاری تریلیون دلاری آمریکا در ایران، نتیجه‌ای جز محکومیت، افزایش فشار، اعطای امتیاز و درنهایت فرود بمب بر میز گفت‌وگو نداشت.

 

نتایج ادوار مختلف گفت‌وگو و توافقات و عهدشکنی‌های طرف مقابل و تحمیل جنگ و حتی محکومیت‌های کشورمان در دفاع از خود نشان داد رویکرد دیپلماسی فانتزی و اثبات مظلومیت و برنده شدن جام اخلاق، در دنیایی که دیپلماسی رئالیستی و مناسبات قدرت و منفعت بر آن حاکم است، نتیجه‌بخش نبوده است، چون اختلافات ناشی از تعارضات بنیادین تمدنی، ژئوپلیتیکی و ساختار قدرت، اساساً حل‌ناشدنی است و تغافل در این زمینه نتیجه‌ای جز خطای محاسباتی دشمن نخواهد داشت.

با این اوصاف ما راهی جز اثبات موجودیت خود و دیکته کردن قدرتمندانه آن نداریم و این امر جز با مقاومت و آمادگی برای منازعه و اثبات تاب‌آوری و هزینه‌زایی برای دشمن محقق نخواهد شد. مذاکره نیز نه با توهم حل مسائل، بلکه با هدف تثبیت مسائل و دیکته کردن واقعیت موجود انجام می‌شود تا به‌جای رفع منازعه با دشمن، ابزاری برای مدیریت منازعه و فشار متقابل در عرصه سیاسی و احیاناً معامله بر سر امتیازات جزئی متقابل باشد.

برخلاف تصور اشتباهی که وادادگی و اظهار ضعف را عامل رفع سایه جنگ از کشور می‌دانست، این درک صحیح مناسبات قدرت و استفاده درست از ابزار قدرت نظامی و دیپلماسی است که واقعیت میدان و هزینه‌های تجاوز را روشن‌تر خواهد کرد که به اصلاح خطای محاسباتی و بازدارندگی در برابر تجاوزات خواهد انجامید.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.