Untitled-1 copy

درگیری‌های نظامی در خاورمیانه، بازار جهانی انرژی را وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی ساختاری کرده است؛ مرحله‌ای که پیامدهای آن نه‌تنها در قیمت نفت و گاز، بلکه در معماری کلان نظام انرژی جهان قابل مشاهده است. اختلال در جریان انتقال نفت از تنگه هرمز، شاه‌راهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، ‌در کنار آسیب به برخی زیرساخت‌های انرژی، شوک عرضه‌ بی‌سابقه‌ای ایجاد کرده است؛ شوکی که نهادهای بین‌المللی از آن به‌عنوان یکی از شدیدترین اختلال‌های بازار انرژی در دهه‌های اخیر یاد می‌کنند. در نتیجه این وضعیت، مفهوم امنیت انرژی به مرکز سیاستگذاری دولت‌ها بازگشته است؛ مفهومی که طی سال‌های اخیر تا حد زیادی زیر سایه سیاست‌های اقلیمی و گذار سبز قرار گرفته بود. اکنون اما انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌ویژه خورشیدی، از یک گزینه سبز به یک ابزار راهبردی برای کاهش ریسک ژئوپلیتیک، کنترل هزینه واردات انرژی و افزایش تاب‌آوری اقتصادی تبدیل شده‌اند.

بازار جهانی انرژی خورشیدی در واکنش به تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران با یک وضعیت دوگانه مواجه شده است. از یک‌سو، افزایش شدید قیمت نفت و گاز و نگرانی از تداوم نااطمینانی عرضه، موجی از تسریع سرمایه‌گذاری در پروژه‌های خورشیدی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل بین‌المللی، افزایش هزینه بیمه‌های جنگی و تغییر مسیرهای کشتیرانی، فشار بر هزینه و زمان اجرای پروژه‌ها وارد کرده است. با وجود این فشارها، بحران انرژی به سطحی رسیده که بسیاری از کشورها اهمیت استقلال انرژی را بیش از پیش درک می‌کنند.

شوک لجستیک به زنجیره تامین انرژی خورشیدی

بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۴، چین بیش از ۹۰ درصد تولید جهانی مواد نیمه‌رسانا و اجزای کلیدی نیروگاه‌های خورشیدی را در اختیار دارد. این تمرکز پیش از بحران، در شرایط مازاد عرضه، به کاهش قیمت ماژول‌های خورشیدی منجر شده بود و صنعت را وارد دوره‌ای از رقابت شدید و حاشیه سود پایین کرده بود. با آغاز جنگ و تشدید نااطمینانی ژئوپلیتیک، زنجیره لجستیک جهانی دچار اختلال جدی شده‌است. محدودیت در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز، جریان انتقال تجهیزات انرژی را با تاخیر و افزایش هزینه مواجه کرده است. بخشی از ناوگان حمل‌ونقل نیز به مسیرهای طولانی‌تر مانند دور زدن قاره آفریقا منتقل شد که به‌طور مستقیم هزینه و زمان تحویل پروژه‌های خورشیدی را افزایش داد.

با این حال، برخلاف بازار نفت که با جهش‌های شدید قیمتی روبه‌رو شد، بازار ماژول‌های خورشیدی ثبات نسبی خود را حفظ کرده‌است. قیمت‌ها در محدوده 0.13 دلار بر وات تثبیت شدند؛ ثباتی که عمدتا ناشی از قراردادهای پیش‌خرید بلندمدت، به‌ویژه در خاورمیانه و آسیا بود. این قراردادها نقش ضربه‌گیر در برابر شوک‌های کوتاه‌مدت عرضه ایفا کردند و مانع انتقال کامل بحران ژئوپلیتیک به قیمت نهایی شدند. در پی بحران، موقعیت چین در زنجیره انرژی جهانی تقویت شده است. این کشور با افزایش ذخایر استراتژیک انرژی و تنوع‌بخشی واردات، تاب‌آوری خود را در برابر شوک‌های نفتی افزایش داده و در مقایسه با اقتصادهای واردکننده انرژی، در وضعیت باثبات‌تری قرار گرفته است. در حوزه تجارت خارجی نیز، اگرچه محدودیت مستقیم گسترده‌ای بر صادرات تجهیزات خورشیدی اعمال نشده، اما تشدید رقابت فناورانه میان شرق و غرب و کنترل صادرات مواد حیاتی مانند گالیم و ژرمانیم، تنش‌های زنجیره تامین را افزایش داده است. در نتیجه، چین در کوتاه‌مدت از این اختلال ژئوپلیتیک به‌عنوان بازیگر مرکزی زنجیره تامین انرژی پاک بهره‌برداری کرده است؛ هرچند در بلندمدت، سیاست‌های بومی‌سازی تولید و افزایش تعرفه‌ها در اقتصادهای غربی می‌تواند این موقعیت را به چالش بکشد.

تغییر رفتار مصرف‌کنندگان اروپایی

در سمت تقاضا، افزایش قیمت سوخت‌های فسیلی به‌سرعت رفتار مصرف‌کنندگان و دولت‌ها را تغییر داده‌است. در پی تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه در برهه‌ای قیمت نفت برنت به بالای ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید و گاز طبیعی در اروپا حدود ۷۰ درصد افزایش یافت؛ جهشی که فشار سنگینی بر اقتصادهای واردکننده انرژی تحمیل کرده است. در اروپا، این فشار قیمتی به‌سرعت در الگوی مصرف انرژی نمایان شده‌است. فروش پمپ‌های حرارتی حدود ۵۱ درصد افزایش یافته، نصب سامانه‌های خورشیدی خانگی نزدیک به ۵۴ درصد رشد کرده‌ و تقاضا برای زیرساخت‌های شارژ خودروهای برقی نیز حدود ۲۰ درصد افزایش یافته‌است. این روند هم‌زمان با رشد قیمت بنزین، نشان‌دهنده انتقال مستقیم فشار انرژی به رفتار مصرفی در بخش حمل‌ونقل است. در مجموع، تحلیلگران بازار انرژی معتقدند این دوره یک نقطه عطف ساختاری در تقاضای انرژی است؛ جایی که انرژی خورشیدی و سیستم‌های ذخیره‌سازی نه‌تنها از نظر اقتصادی رقابتی‌تر شده‌اند، بلکه به‌دلیل کاهش وابستگی به ریسک‌های ژئوپلیتیک و نوسانات زنجیره تامین، به گزینه‌ای امن‌تر تبدیل شده‌اند.

سرمایه‌گذاری و تامین مالی پروژه‌ها

در حوزه سرمایه‌گذاری و تامین مالی، واکنش اولیه بازارها افزایش احتیاط و تعویق در برخی پروژه‌ها بوده است. اما چشم‌انداز میان‌مدت نشان می‌دهد که روندی معکوس در حال شکل‌گیری است؛ به‌گونه‌ای که امنیت انرژی در حال جایگزینی بخشی از ملاحظات در تصمیم‌گیری‌های کلان سرمایه‌گذاری است. در این چارچوب، پیش‌بینی می‌شود رشد سالانه ظرفیت خورشیدی جهانی ۱۰ تا ۲۰ درصد بالاتر از سناریوهای پیشین باشد. هم‌زمان، بازارهای مالی نیز انرژی خورشیدی را به‌عنوان دارایی نسبتا امن در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک بازتعریف کرده‌اند.

در سطح سیاستگذاری، بسته‌های سیاستگذاری اتحادیه اروپا مسیر گذار انرژی را تسریع کرده‌اند. افزایش قیمت سوخت‌های فسیلی نیز بازده اقتصادی پروژه‌های خورشیدی را تقویت کرده و ترکیب خورشید، باتری و ذخیره‌سازی را به یک مدل اقتصادی رقابتی‌تر تبدیل کرده است؛ هرچند هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و ریسک‌های ترانزیتی همچنان فشار اجرایی قابل‌توجهی ایجاد می‌کند.

سیاست بقا در بحران انرژی

در کشورهای در حال توسعه، بحران انرژی به مجموعه‌ای از سیاست‌های اضطراری و انقباضی منجر شده است. محدودیت مصرف سوخت، خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده، تعطیلی‌های مقطعی و اصلاح یارانه‌ها از جمله اقدامات رایج بوده‌اند. طبق گزارش «کربن‌بریف»، بیش از ۶۰ کشور جهان بیش از ۲۰۰ سیاست مداخله‌ای برای مدیریت شوک انرژی اتخاذ کرده‌اند.

در خاورمیانه، کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و عمان توسعه پروژه‌های خورشیدی را ادامه داده‌اند. در جنوب آسیا، پاکستان با بحران خاموشی و هند با رشد سریع انرژی خورشیدی دو مسیر متفاوت را تجربه می‌کنند. در آفریقا نیز کشورهایی مانند کنیا و اتیوپی به سمت میکروگریدهای خورشیدی حرکت کرده‌اند، در حالی‌ که در آمریکای لاتین، صادرکنندگان انرژی از افزایش قیمت نفت بهره‌مند شده‌اند، اما واردکنندگان با فشار تورمی مواجه‌اند.

تاثیرات تنش در خاورمیانه بر ساختار و معماری بازار جهانی برق، به بازتعریف روشن و کم‌سابقه‌ای از مفهوم «برنده» و «بازنده» در نظام انرژی جهان منجر شده است. تحولات اخیر نشان می‌دهد که میزان تاب‌آوری اقتصادها، به‌طور مستقیم به سطح وابستگی آنها به سوخت‌های وارداتی در سبد تولید برق گره خورده است.

برندگان و بازندگان حوزه انرژی

بر اساس تحلیل‌های موسسه تحقیقاتی وود مکنزی، کشورهایی که بخش عمده نهاده تولید برق خود را از سوخت‌های فسیلی وارداتی تامین می‌کنند، در معرض بیشترین آسیب‌ قرار گرفته‌اند. در این میان، ژاپن با وابستگی قابل‌توجه به واردات زغال‌سنگ و گاز طبیعی، در کنار کره‌جنوبی و ایتالیا، از جمله اقتصادهایی هستند که بیشترین فشار را از نوسانات بازار جهانی ال‌ان‌جی متحمل شده‌اند. جهش قیمت گاز در بازار آسیا، هزینه تولید برق را به‌طور معناداری افزایش داده و دولت‌ها را ناگزیر به مداخله و اجرای سیاست‌های کنترل مصرف کرده است؛ سیاست‌هایی که در بسیاری از موارد با ریسک افزایش نارضایتی اجتماعی همراه شده‌اند.

در نقطه مقابل، اقتصادهایی قرار دارند که یا از ظرفیت تولید داخلی سوخت‌های فسیلی برخوردارند یا ساختار برق آنها بر پایه منابع باثبات‌تر بنا شده است. ایالات متحده با اتکا به تولید داخلی گاز طبیعی و زغال‌سنگ و برزیل با تکیه بر ظرفیت گسترده نیروگاه‌های برق‌آبی و تجدیدپذیر، در وضعیت ثبات نسبی عرضه انرژی قرار گرفته‌اند. در همین چارچوب، چین و هند نیز با وجود سهم بالای زغال‌سنگ در سبد تولید برق، به دلیل تامین عمدتا داخلی این سوخت، توانسته‌اند اثر شوک‌های بیرونی را تا حد زیادی مهار کنند و پایداری شبکه برق خود را حفظ نمایند.

در مقابل، اقتصادهای وابسته به واردات انرژی با چالش‌های چندلایه مواجه شده‌اند. افزایش هزینه تامین سوخت، فشار بر منابع ارزی و ضرورت مداخلات قیمتی، دولت‌ها را به سمت سیاست‌های حمایتی و در برخی موارد اجرای برنامه‌های اضطراری مدیریت مصرف برق سوق داده است. در اقتصادهای نوظهور، از جمله ویتنام، تامین ارز لازم برای واردات سوخت به یکی از گلوگاه‌های اصلی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده و ریسک ناپایداری شبکه برق را افزایش داده است.

اگرچه در کوتاه‌مدت، در برخی کشورها بازگشت موقت به زغال‌سنگ و حتی افزایش سهم انرژی هسته‌ای به‌عنوان ابزارهای مدیریت بحران مشاهده شده است، اما مسیر بلندمدت بازار جهانی انرژی به‌وضوح در جهت برقی‌سازی گسترده، توسعه تجدیدپذیرها و کاهش وابستگی به سوخت‌های وارداتی در حال حرکت است. پیش‌بینی‌های «وود مکنزی» مبنی بر کاهش تقاضای جهانی نفت از حدود ۹۵‌میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۴۰ به نزدیک ۷۵‌میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۵۰، بیانگر یک گذار ساختاری عمیق در نظام انرژی جهانی است. جمع‌بندی این روند نشان می‌دهد که استقلال انرژی، اگرچه پرهزینه و زمان‌بر است، اما در مقایسه با هزینه‌های ناشی از وابستگی به زنجیره‌های شکننده تامین جهانی، گزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر برای اقتصاد جهانی به شمار می‌رود؛ در نتیجه، بحران اخیر نه صرفا یک شوک مقطعی، بلکه شتاب‌دهنده یک تغییر پارادایم در نظم انرژی جهان تلقی می‌شود.