آلودگی جنگی
حملات اخیر اسرائیل به منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر در استان خوزستان، در همین چارچوب، بهعنوان یکی از نمونههای بارز «آلودگی جنگی» قابل تحلیل است؛ رخدادی که ابعاد زیستمحیطی آن بهمراتب فراتر از خسارات فیزیکی است. حمله به مجتمعهایی همچون فجر، رجال و امیرکبیر، منجر به انفجارهای گسترده و آتشسوزیهای سنگین شد؛ رخدادی که علاوه بر خسارات صنعتی، پیامدهای زیستمحیطی بلندمدتی در پی خواهد داشت. در نتیجه این تهاجم، ستونهای عظیم دود سیاه و غلیظ آسمان ماهشهر را پوشاند.
چنین آتشسوزیهایی در تاسیسات پتروشیمی معمولا منجر به انتشار گسترده آلایندههای خطرناک میشود؛ از جمله ذرات معلق (دوده)، ترکیبات گوگردی و گازهای سمی. این ترکیبات نهتنها کیفیت هوا را بهشدت کاهش میدهند، بلکه میتوانند به بروز مشکلات تنفسی، بیماریهای قلبی و حتی سرطان در بلندمدت منجر شوند. یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده این نوع حملات، پدیدهای موسوم به «باران سمی» است. بر اساس گزارشها، در حملات مشابه به زیرساختهای نفتی، ذرات نفتی، فلزات سنگین و ترکیبات شیمیایی در جو منتشر و با رطوبت هوا ترکیب میشوند. نتیجه این فرآیند، بارش ذرات آلاینده بهصورت باران سیاه یا رسوبات سمی است که میتواند خاک، منابع آب و حتی محصولات کشاورزی را آلوده کند.
تهدید منابع آب و خاک
آسیب به واحدهای پتروشیمی، خطر نشت مواد شیمیایی، فرآوردههای نفتی و پسماندهای صنعتی را به محیط اطراف افزایش میدهد. در منطقهای مانند ماهشهر که به خورهای آبی و اکوسیستمهای ساحلی خلیج فارس متصل است، این آلودگیها میتوانند بهسرعت وارد آبهای سطحی و دریا شوند. چنین رخدادی نهتنها زیستبومهای دریایی را تهدید میکند، بلکه معیشت جوامع محلی، بهویژه صیادان را نیز به خطر میاندازد.
زخمی که باقی میماند
کارشناسان محیط زیست هشدار میدهند که اثرات چنین حوادثی بهمراتب فراتر از روزهای اولیه است. آلودگی خاک میتواند سالها باقی بماند و بهرهوری زمینهای کشاورزی را کاهش دهد. همچنین ورود آلایندهها به زنجیره غذایی، سلامت انسان و حیاتوحش را در بلندمدت تهدید میکند. در محیطهای دریایی نیز، آلودگی نفتی و شیمیایی میتواند به نابودی گونهها و کاهش تنوع زیستی منجر شود. در ساعات اولیه پس از انفجارها، دود و گازهای سمی خطر فوری برای کارکنان و ساکنان مناطق اطراف ایجاد میکنند. استنشاق این آلایندهها میتواند موجب مسمومیت، مشکلات حاد تنفسی و تشدید بیماریهای زمینهای شود. هرچند در بسیاری از موارد تلاش میشود با تخلیه مناطق و حضور نیروهای امدادی، خطرات کنترل شود، اما اثرات کوتاهمدت و میانمدت بر سلامت عمومی اجتنابناپذیر است.
جنگ و بحران اقلیم
ابعاد زیستمحیطی جنگ تنها به آلودگیهای محلی محدود نمیشود. به گفته ابوعلی گلزاری، عضو شورای راهبردی سازمان حفاظت محیط زیست، تنها در ۱۴ روز نخست حملات نظامی علیه ایران، حدود ۶میلیون تن دیاکسیدکربن وارد جو شده است؛ رقمی که معادل انتشار سالانه یک کشور کوچک مانند ایسلند یا حدود یکمیلیون خودروی بنزینی است. این میزان انتشار نشان میدهد که جنگها چگونه میتوانند مستقیما بحران تغییرات اقلیمی را تشدید کنند. برخلاف تصور عمومی، این انتشار تنها ناشی از سوخت جنگندهها نیست، بلکه تخریب زیرساختها، آتشسوزی مخازن نفتی، استفاده از تجهیزات نظامی و حتی فرآیند بازسازی پس از جنگ، همگی در افزایش گازهای گلخانهای نقش دارند.
بر اساس این برآورد، سهم تخریب ساختمانها و زیرساختها بیشترین میزان انتشار را به خود اختصاص داده است؛ چراکه بازسازی آنها در آینده نیازمند مصرف گسترده انرژی و مصالحی مانند سیمان و فولاد خواهد بود. این به آن معناست که اثرات زیستمحیطی جنگ، حتی پس از پایان درگیریها نیز ادامه خواهد یافت. آنچه در ماهشهر رخ داد، تنها یک حادثه صنعتی یا نظامی نبود، بلکه نمودی آشکار از تخریب سیستماتیک محیط زیست در سایه جنگهای مدرن است؛ جنگی که قربانیان خاموش آن هوا، آب، خاک و در نهایت سلامت انسانها هستند. در جهانی که برای مهار تغییرات اقلیمی تلاش میکند، چنین رویدادهایی نهتنها این مسیر را مختل میکنند، بلکه با وارد کردن شوکهای جدید به نظام اقلیمی، آیندهای پرریسکتر را رقم میزنند. از این منظر، حمله به زیرساختهای انرژی در ماهشهر را باید هشداری جدی دانست؛ هشداری درباره اینکه هزینه واقعی جنگها، بسیار فراتر از ویرانیهای قابل مشاهده است و پیامدهای آن، نسلهای آینده و پایداری زیستبومهای کشور را هدف گرفته است.
* روزنامهنگار