بازتعریف جغرافیای بازرگانی

امارات طی سال‌های گذشته به‌عنوان دروازه اصلی اتصال ایران به اقتصاد جهانی عمل کرده و بخش قابل‌توجهی از واردات کالاهای مصرفی، مواد اولیه صنعتی و تجهیزات واسطه‌ای از طریق این کشور تامین شده است. دبی به‌عنوان یک ‌هاب واسط میان ایران و شبکه تجارت جهانی عمل می‌کرده و نقش تسهیل‌گر اصلی در زنجیره تامین غیرنفتی ایران را بر عهده داشته است.

با این حال، تمرکز بیش از حد تجارت غیرنفتی ایران در یک نقطه واحد، ریسک‌های ساختاری قابل‌توجهی ایجاد کرده است. هرچه سهم یک کشور در تجارت خارجی افزایش یافته، حساسیت آن تجارت نسبت به تحولات سیاسی و امنیتی نیز بیشتر شده است. در چنین شرایطی، حتی تغییرات محدود در سیاست‌های آن کشور می‌تواند اثرات قابل‌توجهی بر جریان تجارت ایران داشته باشد. این وضعیت به‌تدریج به شکل‌گیری نوعی وابستگی ژئو‌اقتصادی منجر شده و سطح شکنندگی سیستم تجارت خارجی را افزایش داده است. در شرایط اخیر منطقه، از جمله تنش‌های ژئوپلیتیک و جنگ اخیر ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، محیط تجارت خارجی وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است. در همین چارچوب، در روزهای اخیر نیز گزارش‌ها و نشانه‌هایی از افزایش سخت‌گیری‌های مالی، اداری و اقامتی نسبت به برخی فعالان تجاری ایرانی مقیم امارات مطرح شده است. این روند نشان می‌دهد که روابط اقتصادی در حال حرکت به سمت بازتعریف بر مبنای مدیریت ریسک سیاسی است، نه صرفا منطق صرفا تجاری گذشته.

این تحولات، اهمیت بازنگری در معماری تجارت خارجی ایران را دوچندان کرده است. در واقع، مساله اصلی نه صرفا روابط با امارات، بلکه ساختار تمرکزگرای تجارت غیرنفتی ایران است که در برابر شوک‌های بیرونی آسیب‌پذیر شده است. در چنین شرایطی، مسیرهای تجاری پیرامونی ایران بیش از گذشته تحت‌تاثیر ملاحظات امنیتی و سیاسی قرار گرفته‌اند و همین امر ضرورت تنوع‌بخشی به کریدورهای تجاری را برجسته‌تر کرده است.

در این میان، یکی از گزینه‌های راهبردی، باثبات و کم‌ریسک برای بازطراحی جغرافیای تجارت غیرنفتی ایران، سلطنت عمان است. عمان به‌دلیل سیاست خارجی متوازن، روابط مبتنی بر حسن همجواری با ایران و نقش سنتی در میانجی‌گری‌های منطقه‌ای، از جایگاه ویژه‌ای در معادلات اقتصادی خلیج فارس برخوردار است. این کشور می‌تواند به‌عنوان یکی از مسیرهای جایگزین و مکمل در تجارت غیرنفتی ایران تعریف شود؛ نه به‌عنوان جایگزین کامل یک مسیر واحد، بلکه به‌عنوان بخشی از یک شبکه چند‌ هاب منطقه‌ای.

سلطنت عمان دارای سه بندر مهم و راهبردی صحار، صلاله و دقم است. این بنادر در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌های بندری، لجستیکی و صنعتی توسعه‌ یافته‌اند و ظرفیت تبدیل شدن به گره‌های مهم تجارت منطقه‌ای را دارند. بندر صحار به عنوان یک مرکز صنعتی و لجستیکی در شمال عمان، بندر صلاله به‌عنوان یکی از بنادر مهم ترانشیپی در مسیر اقیانوس هند و بندر دقم به‌عنوان یک پروژه راهبردی در حال تبدیل شدن به یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های صنعتی و بندری منطقه در نزدیکی قاره آفریقا است.

از سوی دیگر، عمان دارای ساختار گسترده‌ای از مناطق آزاد و مناطق صنعتی است که امکان فعالیت شرکت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را با سطح مناسبی از انعطاف‌پذیری فراهم می‌کند. این مناطق آزاد در کنار سیاست‌های باثبات اقتصادی، زمینه مناسبی برای توسعه همکاری‌های تجاری با ایران ایجاد کرده‌اند. علاوه بر این، وجود زیرساخت‌های بانکی و مالی نسبتا قابل اتکا، عمان را نسبت به برخی دیگر از کشورهای منطقه در موقعیت متفاوتی قرار داده است؛ موقعیتی که در شرایط محدودیت‌های مالی بین‌المللی، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

یکی دیگر از مزیت‌های مهم عمان، وجود موافقت‌نامه تجارت ترجیحی با ایران است که زمینه کاهش تعرفه‌ها و تسهیل جریان کالا میان دو کشور را فراهم می‌کند. این موضوع در شرایطی که تجارت خارجی ایران با محدودیت‌ها و هزینه‌های بالای مبادلاتی مواجه است، اهمیت مضاعفی پیدا کرده است. در کنار این موضوع، عمان با بیش از ۲۰ کشور جهان دارای تعرفه گمرکی صفر یا بسیار پایین است و همچنین موافقت‌نامه تجارت آزاد با ایالات متحده آمریکا دارد. این ویژگی‌ها باعث می‌شود عمان به‌عنوان یک دروازه غیرمستقیم برای اتصال به بازارهای جهانی نیز مطرح شود.

نزدیکی جغرافیایی عمان به قاره آفریقا نیز یک مزیت راهبردی دیگر محسوب می‌شود. این موقعیت، امکان دسترسی به بازارهای رو به رشد آفریقایی را از طریق شبکه‌های بندری و دریایی فراهم می‌کند و می‌تواند در بلندمدت بخشی از استراتژی تنوع‌بخشی تجارت خارجی ایران را پشتیبانی کند. ترکیب این عوامل باعث شده است عمان در سال‌های اخیر به یکی از گزینه‌های مهم در بازطراحی مسیرهای تجاری منطقه تبدیل شود. در چنین چارچوبی، مساله اصلی برای ایران حرکت از یک مدل متمرکز به یک مدل شبکه‌ای است. در این مدل، امارات همچنان نقشی در تجارت غیرنفتی ایران خواهد داشت؛ اما سلطنت عمان می‌تواند به‌عنوان‌ هاب مکمل عمل کند. این تنوع ریسک‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی ناشی از تمرکز را کاهش و تاب‌آوری تجارت خارجی ایران را افزایش می‌دهد.

تجارت بین‌المللی بر پایه مزیت‌های واقعی شکل می‌گیرد، نه صرفا تصمیمات سیاسی. بنابراین موفقیت هرگونه بازمهندسی در جغرافیای تجارت غیرنفتی ایران وابسته به ایجاد زیرساخت‌های واقعی، کاهش هزینه‌های مبادله و توسعه شبکه‌های لجستیکی پایدار است. بدون این عناصر، طراحی‌های ژئو‌اقتصادی نیز در سطح نظری باقی خواهند ماند.

در شرایط کنونی منطقه، به‌ویژه در پی تحولات و تنش‌های اخیر، ایران در آستانه یک بازتعریف مهم در معماری تجارت غیرنفتی خود قرار گرفته است. حرکت به سمت استفاده هدفمند از ظرفیت کشورهایی مانند عمان، در کنار کاهش تدریجی تمرکز بر یک مسیر واحد، می‌تواند به شکل‌گیری یک ساختار تجاری متوازن‌تر و مقاوم‌تر منجر شود؛ ساختاری که در برابر شوک‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی تاب‌آورتر بوده و امکان توسعه پایدار تجارت خارجی ایران را فراهم کند.

* کارشناس ارشد تجارت خارجی