سیگنال‌های متفاوت بورسی

صنایع امن بازار

تجربه عملکرد برخی از بورس‌های مهم دنیا نشان می‌دهد، در دوره‌های جنگ و تنش‌های نظامی، الگوی نسبتا مشخصی در رفتار صنایع شکل گرفته است.به طوری‌که در فضای عدم قطعیت‌ها، گرایش سرمایه‌گذاران به سمت صنایع کم‌ریسک‌تر در برابر رکود و بحران افزایش یافته است. صنایعی مانند کالاهای اساسی (مواد غذایی و نوشیدنی‌ها)، دارو و خدمات بهداشتی، خدمات عمومی شامل برق، آب و گاز و همچنین دارایی‌های امن مانند طلا که همگی به دلیل تقاضای پایدار و وابستگی کمتر به چرخه‌های اقتصادی، در برابر شوک‌های نوظهور و بحران، تاب‌آوری بیشتری از خود نشان می‌دهند. در واقع این صنایع به‌دلیل ماهیت غیرقابل‌حذف تقاضا، معمولا افت کمتری نسبت به کل بازار را تجربه می‌کنند. این گروه از صنایع در ادبیات مالی به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی تاب‌آوری در بحران شناخته می‌شوند. از سویی، صنایع دارویی و خدمات درمانی نیز در شرایط جنگی یا بحران‌های ناگهانی، با کاهش تقاضا مواجه نمی‌شود و به همین دلیل در سبد صنایع کم‌ریسک جای می‌گیرند. در بسیاری از بازارهای جهانی، این صنایع نقش مهمی در تعدیل رفتار شاخص‌ها ایفا می‌کنند. حجت سرهنگی، تحلیلگر بازارهای مالی در همین رابطه به «دنیای‌اقتصاد» گفت: بازار انرژی ممکن است رفتاری دوگانه را در دوران جنگ از خود نشان ‌دهد. درحالی‌که جنگ می‌تواند ریسک‌های عملیاتی برای تولیدکنندگان ایجاد کند، اما در بسیاری از موارد افزایش قیمت نفت و گاز به رشد درآمدی شرکت‌های این حوزه منجر شده و آنها را در موقعیت متفاوتی نسبت به سایر صنایع قرار می‌دهد.

به گفته این کارشناس، در اغلب بحران‌های ژئوپلیتیک، دارایی‌های مبتنی بر فلزات گران‌بها به‌ویژه طلا، به‌عنوان پناهگاه امن سرمایه مورد توجه قرار می‌گیرند و ورود نقدینگی به این بازارها افزایش می‌یابد. این روند در صندوق‌ها و ابزارهای مالی مرتبط با طلا نیز قابل مشاهده است. در کنار این صنایع، خدمات عمومی نظیر برق، آب و گاز نیز به دلیل ماهیت حیاتی خود و مصرف پایدار، معمولا نوسانات محدودتری را نسبت به کل بازار تجربه می‌کنند و از منظر سرمایه‌گذاری، در دسته صنایع کم‌ریسک‌تر قرار می‌گیرند. در مقابل، برخی صنایع مانند خودروسازی و گردشگری در دوره‌های جنگی بیشترین فشار را متحمل می‌شوند و معمولا با افت تقاضا و کاهش سودآوری مواجه هستند. تجربه بازارهای جهانی نشان می‌دهد در شرایط جنگی، اگرچه هیچ صنعتی به‌طور کامل مصون از ریسک نیست، اما وزن بازار به سمت صنایع ضروری با مصرف پایدار جابه‌جا می‌شود. با این حال شدت این جابه‌جایی به عمق بحران و ریسک وابسته است.

آینده صنایع در ابهام

اما در مقابل این نگاه، اظهارات متفاوت دیگری نیز مطرح می‌شود که بر غلبه ریسک‌های سیستماتیک و نبود چشم‌انداز روشن برای تمامی صنایع تاکید می‌کند. این دسته از کارشناسان معتقدند؛ که نمی‌توان با اتکا به تجربه بورس‌های جهانی، نسبت به تکرار همان الگوها در بازار سرمایه داخلی چندان خوش‌بین بود. در همین رابطه، احمد اشتیاقی کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» اظهار کرد: در شرایط کنونی، به سختی می‌توان از صنایع برنده یا بازنده سخن گفت؛ چراکه سطح ابهامات به گونه‌ای است که تقریبا همه بخش‌های اقتصادی را تحت‌تاثیر قرار داده است. او با اشاره به فضای کلی اقتصاد کشور افزود: تداوم شرایط جنگی، نامشخص بودن روند مذاکرات و نبود توافقات پایدار، باعث شده امکان تحلیل دقیق از وضعیت صنایع به حداقل برسد. به گفته این کارشناس، حتی صنایعی که در شرایط عادی از مزیت‌های نسبی برخوردارند نیز با ریسک‌های جدی مواجه هستند و نمی‌توان به‌طور قطعی آنها را در زمره صنایع پیشرو قرار داد.

احمد اشتیاقی در ادامه توضیح داد: یکی از مهم‌ترین عواملی که ارزیابی صنایع را دشوار کرده، وابستگی گسترده بسیاری از شرکت‌ها به مواد اولیه وارداتی است. در شرایطی که بحث‌هایی مانند احتمال محاصره دریایی مطرح می‌شود، این وابستگی می‌تواند به یک نقطه ضعف جدی تبدیل شود و روند تولید و فروش شرکت‌ها را با اختلال مواجه کند.

او افزود: در چنین سناریویی، صنایعی که زنجیره تامین آنها به خارج از کشور وابسته است، بیش از سایر گروه‌ها در معرض آسیب قرار می‌گیرند. اختلال در واردات مواد اولیه، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و محدودیت‌های احتمالی در مبادلات تجاری، همگی عواملی هستند که می‌توانند سودآوری این دسته از شرکت‌ها را تحت فشار قرار دهند.

این کارشناس در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان برخی صنایعی را به‌عنوان صنایع مقاوم‌تر در برابر بحران معرفی کرد، گفت: اگر مخاطرات نظامی حل و فصل شود وضعیت برخی صنایع بهتر خواهد بود. مواد غذایی و دارویی طبیعتا از ریسک کمتری در این دوران برخوردارند. اما در شرایط فعلی حتی این دسته‌بندی صنایع نیز با تردید همراه است. چراکه ریسک‌های موجود تنها محدود به یک یا دو صنعت خاص نیست و طیف وسیعی از فعالیت‌های اقتصادی را دربرمی‌گیرد.

او تاکید کرد: علاوه بر چالش‌های تامین مواد اولیه، مسائلی مانند تهدیدهای امنیتی، احتمال آسیب به زیرساخت‌ها و اختلال در زنجیره تولید نیز مطرح است. این عوامل باعث می‌شود، حتی صنایعی که از نظر تامین داخلی در وضعیت بهتری قرار دارند، همچنان با عدم قطعیت مواجه باشند.

این کارشناس با اشاره به نبود اطلاعات شفاف درباره خسارات وارده به برخی بخش‌ها گفت: هنوز ابعاد دقیق آسیب‌هایی که به برخی صنایع و تاسیسات وارد شده، مشخص نیست. این ابهام خود به عاملی بازدارنده در تحلیل وضعیت صنایع تبدیل شده و مانع از آن می‌شود که بتوان تصویر روشنی از آینده صنایع ترسیم کرد.

او در ادامه افزود: اکنون تحلیل‌های سنتی که بر مبنای صورت‌های مالی و روندهای گذشته انجام می‌شود، کارآیی چندانی ندارد. چراکه متغیرهای اثرگذار به‌سرعت در حال تغییر هستند و بسیاری از فرضیات پیشین دیگر قابل اتکا نیستند.

احمد اشتیاقی در بخش دیگری از سخنان خود به رفتار سرمایه‌گذاران در مواجهه با این شرایط اشاره کرد و گفت: وقتی امکان تشخیص صنایع برنده و بازنده وجود ندارد، طبیعی است که سرمایه‌گذاران به سمت گزینه‌های کم‌ریسک‌تر حرکت کنند. این موضوع در هفته‌های اخیر به‌خوبی در افزایش تقاضا برای صندوق‌های درآمد ثابت مشاهده شده است.

او در توضیح این موضوع بیان کرد: این صندوق‌ها توانسته‌اند در شرایط بحرانی، عملکردی باثبات از خود نشان دهند و همین امر باعث جلب اعتماد سرمایه‌گذاران شده است. به‌ویژه در فضایی که بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند نقدینگی خود را حفظ کنند، صندوق‌های درآمد ثابت به عنوان محل مناسبی برای پارک پول مطرح شده‌اند.

این تحلیلگر بازارهای مالی همچنین به احتمال تغییر جریان نقدینگی در صورت تشدید بحران اشاره کرد و گفت: اگر سطح تنش‌ها افزایش یابد، ممکن است شاهد ورود سرمایه به صندوق‌های طلا نیز باشیم. دارایی‌های مبتنی بر طلا معمولا در دوره‌های نااطمینانی مورد توجه قرار می‌گیرند و می‌توانند به‌عنوان پوشش ریسک عمل کنند.

احمد اشتیاقی در ادامه  افزود: در شرایطی که حتی امکان برآورد سودآوری شرکت‌ها وجود ندارد، صحبت از پتانسیل رشد یا افت صنایع چندان معنا ندارد.هرگونه پیش‌بینی در چنین فضایی با خطای بالایی همراه خواهد بود.

وی همچنین به تاثیر فضای کلی اقتصاد بر تصمیم‌گیری‌ها اشاره کرد و گفت: در حال حاضر، اولویت بسیاری از فعالان اقتصادی حفظ نقدینگی و مدیریت ریسک است، نه شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری. این تغییر رویکرد نیز خود به عاملی در کاهش تحرک بازار تبدیل شده است.

از سویی، این کارشناس به سناریوی بهبود شرایط نیز اشاره کرد و گفت: اگر فضای سیاسی به سمت ثبات حرکت کند و مذاکرات به نتایج مشخصی برسد، می‌توان انتظار داشت که وضعیت صنایع نیز به‌تدریج شفاف‌تر شود.

او در این باره افزود: در صورت کاهش تنش‌ها، صنایعی که از ظرفیت‌های بنیادی مناسبی برخوردارند، می‌توانند بار دیگر مورد توجه قرار گیرند. با این حال، تحقق این سناریو منوط به مجموعه‌ای از عوامل از جمله سیاستگذاری‌های اقتصادی و به‌ویژه تصمیمات بانک مرکزی است.

این کارشناس تصریح کرد: اعلام سیاست‌های روشن در حوزه نرخ ارز و نرخ سود بانکی می‌تواند به کاهش نااطمینانی‌ها کمک کند و زمینه را برای تحلیل‌پذیر شدن صنایع فراهم کند. بنابراین، سرمایه‌گذاران قادر خواهند بود با دید بازتری نسبت به انتخاب صنایع اقدام کنند.

احمد اشتیاقی خاطرنشان کرد: تا زمانی که ابهامات کلان برطرف و تصویر روشنی از آینده اقتصاد ارائه نشود، نمی‌توان با اطمینان از صنایع برنده و بازنده سخن گفت. بنابراین در مقطع کنونی، احتیاط و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده، مهم‌ترین راهبرد برای فعالان بازار سرمایه محسوب می‌شود.